أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
17
آثار الباقيه ( فارسى )
مىنمايند كه در برج نامعين اجتماعى دست داده باشد « 1 » و از هر اجتماع نزد ايشان اجتماعى كه در يكى از دو نقطه اعتدال روى دهد بهتر است و سال كبيسه را ذماسه مىگويد . شايد علت اين كار چنين باشد كه در احكام نجومى خود به بروج كارى ندارند و فقط از ميان كواكب ماه را به تنهايى انتخاب كردهاند و منازل قمر و جفور آن را در احكام نجومى استعمال مىكنند « 2 » . ابو محمد نائب آملى در كتاب غره از يعقوب بن طارق نقل مىكند كه هنديان چهار نوع تاريخ دارند .
--> ( 1 ) - چون آفتاب و ماه در يكدرجه و يك دقيقه باشند آن را به اصطلاح مجسطى اتصال و به اصطلاح منجمان اجتماع گويند و ماه در اين حالت در محاق است و استقبال كه آن را امتلا نيز مينامند وقتيست كه ماه روبروى خورشيد باشد و در اينحال ماه بدر است . ( 2 ) - خورشيد در مدت يكسال بروج دوازدهگانه را طى مىكند و ماه اين مدت را كه بيست و هشت منزل آن است يك ماهه طى مىنمايد ولى هنديان منازل ماه را بيست و هفت منزل دانستهاند چنان كه ابو ريحان در اوايل فصل آخر اين كتاب كه در منازل قمر است مىگويد پس از هر منزلى نزد ايشان سيزده درجه و ربع درجه مىشود بتقريب و چنين معتقدند كه مىشود از طبيعت اين منازل به رطوبت و يبوست هوا استدلال كرد پس بدين سبب حدوث اين دو كفيت را بشش رباط قائم دانستهاند در رباط اول شش منزل است شرطين طرف جبهه قلب شوله نعائم و در رباط دوم هفت منزل است كه ابتداى آن از بطين است و در رباط سوم پنج منزل است كه از ثريا شروع ميگردد و در رباط چهارم شش منزل است كه پس از منازل پيشين است و در رباط ششم سماك اعزل و رامح مىباشد و ترتيب اين منازل را در آخرين فصل اين كتاب ملاحظه فرماييد . هنديان مىگويند كه همينطور كه هر برجى را مثلثهايست همينطور هر منزل را هم رباطى است با اين فرق كه مثلثات بروج متساوى هستند ولى رباطات متساوى نيستند . و از طول قمر و ديگر كواكب در منازلى كه در يك رباط و يك طبع باشند استدلال به چگونگى هوا مىكنند كه رطوبت و يبوست حادث خواهد شد چنان كه گويند چون قمر در منزل رطب باشد از رباطى و آفتاب در منزل ديگر رطب از همان رباط دليل باران باشند و منازل يابسه را هشت منزل دانستهاند و منازل رطب را يازده و نه منزل ديگر را ميانه دانستهاند .